رضا قليخان هدايت
1584
مجمع الفصحاء ( فارسي )
چو چرخ بر سر گردابهاش گشته زمين * چو پشه [ بر سر مردابهاش زاده ] بخار ز تيغ كوه درختان فروفكنده بموج * ازو كهينه درختى مه از مهينه چنار از آب كنگ سپه را به يكزمان بگذاشت * بيمن دولت و توفيق ايزد دادار گذشتنى كه نيالوده بود ز آب [ درو ] * ستور زينى زين و ستور بارى بار ميان بيشه به راه اندرون حصارى بود * گرفته هر شهى از جنگ آن حصار فرار به يكزمان دروديوار آن حصار قوى * چو حله كرد مر آن حله را ز خون آهار چو كوه روى مصافى كشيد بر لب رود * دراز و پيش مصاف ايستاده در پيكار نموده هيبت پيلان آهنين دندان * گشاده بازوى مرغان آهنين منقار به نيزه هريك از ايشان ستودهء غزنين * به تير هريك از ايشان [ بسندهء ] بلغار ز جامه بر تن كافر همى جدا كردند * به تير تار ز پود و به نيزه پود ز تار چو زين كرانه شه شرق دست برد به تير * بر آن كرانه نماند از مخالفان ديّار چگونه جايى جايى چو بوستان ارم * چگونه شهرى شهرى چو بتكدهء فرخار